تبلیغات
میعادگاه عاشقان حضرت ماه - دیروز،امروز،فردا
                                               میعادگاه عاشقان حضرت ماه





جانم فدای رهبر
AriaTemp.ir
دیروز،امروز،فردا
سه شنبه 19 مرداد 1389

*الله اکبر الله اکبر حسین لباست خونی شده!

-ببخشید آقا اون مانتو نارنجیتون چند قیمته؟

*از یاسر به محمد از یاسر به محمد ما محاصره شدیم..

-خانم ببخشید میتونم چند لحظه وقتتونو بگیرم؟

*حاجی نرووووو خطرناکه ممکنه...

-وعده ی ما 19 دی ،13 آبان ، 16 آذر...وعده ی ما به قیامت

*فرداشب مراسم ازدواجته چرا اصرار داری بمونی؟عروست منتظرته
-به نظرت مراسم ازدواجمون رو داخل اون باغ بگیریم که منکرات نمیتونه بهش گیر بده یا اون یکی باغ؟
*سید... برو خدا به همراهت امید همه به توئه
-این چه مملکتیه نه آسایشی نه آرامشی نه امنیتی همشم که تحریمیم

*شنوندگان گرامی توجه شما را به خبری که هم اکنون به دست من رسید جلب میکنم خرمشهر..خرمشهر..آزاد شد

-اه باز زدیم این شبکه یه مشت اراجیف نشون داد بزن فارسی 1 ببین پدر خوانده شروع شده؟

*تا وقتی هویزه رو نگرفتیم حق ندارید یک لحظه چشماتونو روی هم بذارید

-مامان خوابم میاد نمازمو بعدا میخونم

*بچه های گردان کربلای 5 بیایید دور هم زیارت عاشورا بخونیم

_راستی مونا آهنگ جدید الکس رو شنیدی؟

*فاطمه خانم دلم میخواد پسرمون که به دنیا اومد اسمشو بذاری مهدی....میخوام سرباز خود آقا باشه

_اسم شناسنامه ایم محمد هست اما برو بچ اشکین صدام میزنن

*ما فرزندان خمینی هستیم

_من فرزند شهید نیستم نمیخوام موقعیتم بین دوستامو از دست بدم

*سعید ،علی کشته شد بروووووووو بشین پشت تانک

_مانی؟عصر ماشینو بیار منم با نازی میام کورس بذاریم

*تو سواد مواد داری اومدی اینجا...یواد که نه حاجی دانشجوی ترم 7 پزشکی بودم رتبه 5 کنکور

_یه مشت بچه شهید و جانباز اومدن جای ما رو تنگ کردند واسه همینه من دولتی قبول نشدم

*من فقط نگران اینم که بعد از من کی دست مادرم رو بگیره برای وضو

_مامان کار دارم اه همش به من گیر بده پس سحر چیکارس 2 این خونه؟

*جسارتا حاجی میخواستم یه چیزی بهتون بگم روم نمیشه راستش..راستش میخواستیم اگه...بعد از این عملیات با خانواده خدمت برسیم

_سالار عصر خواهرتو بیار منم سعید رو میارم با هم 4 تائی بریم بیرون خیلی حال میده

*مادر من امشب راهیم با همین لباسهای جبهه میام دیگه اشکالی که نداره همه تو اون مهمونی میدونن من از اون راه میرم

_هر چی فکرشو میکنم میبینم این لباسمو 3 روزه پیش جلو زهره اینا پوشیدم دیگه زشته 2 بار بپوشم بریم خرید

*این نسلی که ما واسشون اومدیم جنگیدیم از نسل ما بهتر میشن

_ بابا به من ربطی نداره تو چند سال جبهه بودی دوران جنگ تموم شد من یه چیزی رو میدونم اینکه من جوونم و باید جوونی کنم

*یاااااااا حضرت عباس جعبه کمکهای اولیه رو بیارید فرهاد زخمی شده

_راستش خانم دکتر یکی از دوستام بینیشو پیش شما عمل کرده بود خیلی راضی بود..میشه مدلهاتونو ببینم

*چه قدر پشت سنگر شما بوی خدا میاد

_ساحل؟؟داریم میریم پارک چرا کم ادکلن زدی...با بچه ها ست کردیم

*شما دو نفر چه قدر شبیه همید جریان چیه؟..پدر و پسریم

_بابا من دوست ندارم مثل تو شبانه روز اینطرف اونطرف بدوم حالا هم وضعمون این باشه من میخوام زندگی کنم میفهمی؟


و این است تفاوت دو نسل به خاطر اندی سال تفاوت


به راستی نسل بعد از ما چه خواهد شد؟


ما فرزندان نسل رنج دیده ایم و انها فرزندان نسل بحران زده



 یازهرا

منبع:http://sina12.parsiblog.com/1640057.htm

پی نوشت:وای بر ما اگه بخوایم همچین نسلی باشیم.
اما من زیاد این ها رو قبول ندارم.درسته که بد هست،ولی خوب ها خیلی خوب ترند.
خانواده من یک از همین نسل ها بودند،اما من از نسل دوم و سوم هم پیشی گرفتم.....
امیدورام ما نسل چهارمی ها بتونیم جبران کنیم.....
ارسال شده توسط یه دختر بسیجی در ساعت 03:05 ق.ظ | نظرات()